مترسک آزاد ، اسیر شاید بشود اما نخواهد مرد.. دوستش داریـم.. او یادآور سیلی روزگار ما است.. قلم شبهای تنهایی مان است. و اندیشه ی روزهای پر هیاهووو.. با او به آن سوی دیوارها خواهیم رسید..! آری ، یه داداش کوچولو ! یه خواهر بزرگ ! یه مترسک آزاد ! یه دنیا حرف ! یه راهروی بی انتها ! چند قدم پیاده رفتن ! همه چیز ساده شروع شد ساده ی ساده ...